واژههای فارسی←بریدگی دراز و راستفرهنگ آریانپوربریدگی دراز و راست#۲۹٬۳۳۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱slit(past: slit ; past participle: slit) ـ چاک، شکاف، درز، چاک دادن، شکافتن، دریدنواژههای نزدیک در الفبابریجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریجنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریدگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریدگی ایجاد کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریدگی ایجاد کردن در سطح چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر