واژههای فارسی←بری - ارث -فرهنگ آریانپوربری - ارث -#۲۹٬۲۹۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱deviseتدبیر کردن، درست کردن، اختراع کردن، تعبیه کردن، وصیت نامه، ارث برى، ارث گذارىواژههای نزدیک در الفبابرههمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبرهه زمانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبرهیختمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبرهیختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبرهیختن و قال کردن - متخصص -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر