واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ب←باگروه الفباییواژههای «با…»صفحه ۱۸ از ۳۰ · ۳٬۴۸۱ واژهبازی ریسک دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی سواره - نیزه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی سواره درقرون وسطی - شمشیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی شبیه جنگ نادر - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی شبیه لوتو - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی شطرنج - شروع -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی شیر یاخط - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی فوتبال راگبی - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی قدیمی - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی قمار باطاس - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی قمار شبیه بانک - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - اسکی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - اسکیت -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - بد -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - بوکس -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - توپ -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - تیله -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - جنده -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - حقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - خوراک -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - دختر -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - رل -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - روباه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - زبان -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - زن -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - سرسره -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - سفته -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - شعبده -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - شمشیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - شینی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - عشق -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - غلط -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - فاحشه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - فوتبال -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - مشت -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - نرد -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن - یخ -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن بامعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن با - عشق -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن با ابرومعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن با ایندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن به جای چوگان زن اصلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کردن نقشمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کرلینگمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کریبجمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کریکتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کن - فوتبال -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کن بیسبال که در وسط میدان بازی می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کن ردیف جلومعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کننده سهم کسی در نمایشمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کوچک - اتش -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی کویتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی گرانه رفتار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی گردبادی - اتش -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی گلف - زمین -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی گلف چهار نفریمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی گنجفه - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی لی لیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی معمایی که بازیکنان - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی موزیک و صندلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی موفق شدن - حقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی نمایشی - یخ -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی و جیغ و داد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی و دغلکاری کردن - سیاست -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی و قلیایی - خاصیت -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ورزشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ورقمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ورق - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ورق امریکایی - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ورق با خودمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ورق چهار نفری - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ورق سه نفری - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی ویدیومعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی یا معرکه خارج - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازی یکنفره ورقمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازی یوکرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی - رمز -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی اطلاعاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی داده هامعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی کابینمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی کاذبمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیابی کلاهکمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافتمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافت ناپذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافت نکردنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافتنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافتنی - ارزش -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازیافتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیچهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیچه ای که از جناق مرغ درست می کنندمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیچه دیگرانمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیچه فروشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیچه قرار دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیچه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیچه کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکنمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن - بد -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن - میان -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن انتهای زمینمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن بخش برونی میدانمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن برای دفاع منطقه - موضع -معنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن بسکتبالمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن تازه کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن تیم دوممعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن جانشینمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن جلومعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن خط جلومعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن خط حملهمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن خط عقبمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن خط مقدم بازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←بازیکن خط میانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۱۸ / ۳۰صفحه بعد ←