فرهنگ آریان‌پور

بازی کردن - بد -

#۲۳٬۳۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

miscast

(past: miscast ; past participle: miscast) ـ بناحق انداختن، حساب غلط کردن، (در نمایش) بد بازى کردن، براى نقش خود مناسب نبودن