فرهنگ آریان‌پور

بازی کردن - فاحشه -

#۲۳٬۳۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

whore

فاحشه، فاحشه بازى کردن، فاحشه کردن

۲

fornicate

(fornicated =) ـ به شکل طاق، قوسى شکل، طاقى شکل، به جلو خم شده فاحشه بازى کردن، زنا کردن