فرهنگ آریانپور
بازیچه
#۲۳٬۴۵۳
gewgaw
بازیچه، چیز قشنگ بى مصرف، چیز جزیى، چیز ناقابل
toy
اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن
sport
ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن
gimcrack
چیز قشنگ و کم بها، بازیچه، ارزان، قشنگ و بى مصرف، عروسک، تصور واهى، نخود هر آش
plaything
اسباب بازى، بازیچه
tool
ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن
gizmo
(gismo , gadget =)
puppet
عروسک، عروسک خیمه شب بازى، دست نشانده