فرهنگ آریانپور
بازی کردن
#۲۳٬۳۶۸
play
بازى، نواختن ساز و غیره، سرگرمى مخصوص، تفریح، بازى کردن، تفریح کردن، ساز زدن، آلت موسیقى نواختن، زدن، رل بازى کردن، روى صحنه ى نمایش ظاهرشدن، نمایش، نمایشنامه
sport
ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن
twiddle
به آرامى دست زدن، بازى کردن، ور رفتن، با ساعت مچى و غیره بازى کردن، ور رفتن (با چیزى)، تکان دادن
game
بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال
enact
به صورت قانون درآوردن، وضع کردن (قانون) تصویب کردن، نمایش دادن