واژههای فارسی←بازی کردن نقشفرهنگ آریانپوربازی کردن نقش#۲۳٬۴۰۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱appearظاهرشدن، پدیدار شدن۲performانجام دادن، کردن، بجا آوردن، اجرا کردن، بازى کردن، نمایش دادن، ایفا کردنواژههای نزدیک در الفبابابونه معمولی یا معطرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی - سه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی احترامی صحبت کردن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی پرواییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی خیالیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی نظمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر