فرهنگ آریان‌پور

بازی کردن - توپ -

#۲۳٬۳۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bowl

کاسه، جام، قدح، با توپ بازى کردن، مسابقه و جشن بازى بولینگ، (نفت) کاسه رهنما (دستگاه ابزارگیرى) ـ