واژههای فارسی←بازی کردن - جنده -فرهنگ آریانپوربازی کردن - جنده -#۲۳٬۳۷۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱drabزن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کنندهواژههای نزدیک در الفبابابونه معمولی یا معطرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی - سه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی احترامی صحبت کردن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی پرواییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی خیالیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی نظمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر