واژههای فارسی←فهرست الفبایی←و←واگروه الفباییواژههای «وا…»صفحه ۱۶ از ۲۶ · ۳٬۰۷۹ واژهواحد قیاس احتمالات اماری بر اساس حداقل انحراف از میزان متوسطمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد کنترلمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد کنترل داخلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد که نتیجه ان - جبهه -معنی و ترجمه انگلیسی ←واحد کیفی صدا برای یک شنوندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد گردهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد گرمامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد گنجایش برقمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد گنجایش مایعات قدیمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد گنجایش مایعات معادل 1/16 پینتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد گیاهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد مبصرمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد محرکمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد مخصوص حرکت ترن - ریل -معنی و ترجمه انگلیسی ←واحد مربعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد مستقل موجود زندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد مسکوک طلای انگلیسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد معنی دار لغویمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد مقصودمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 0.9144 مترمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد منطق و حسابمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد منطقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نظامیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نمایشمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نمایش دیداریمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نمایشگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نمونهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نوارمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نوار مغناطیسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نیرو معادل 746 واتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد نیروی محرکه برقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد ورودیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزن برابر با 1/77 گرممعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزن جواهراتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزن و پول بابل قدیممعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزن و پیمانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزنی برابر 50 کیلو گرممعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزنی برابر با 1000 کیلوگرممعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وزنی معادل 100 کیلو گرممعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد وظیفه مندمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد یموتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحدهای درسی بخشودهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحدی - دو -معنی و ترجمه انگلیسی ←واحدی از قبیل قضایی و اداری و نظامی و غیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحدی برای اندازه گیری شدت و ضعف صدامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یا صوت را بیان می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخمشمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواستمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواست پذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواست رسمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواست شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواست کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواستنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخوان متون و امارمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخواهی دهندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخوردگی گردن در تصادفات اتومبیلمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخوردهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخورده های اجتماعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واخیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادادمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادارمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار بخدمت لشکری یا دریایی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار به توبه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار به عمل کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار به فرار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار به کاری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن - اصرار -معنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن - باصرار -معنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن از راه تطمیعمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن از راه رشوهمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن با استفاده از مقاممعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن با تهدیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن با حیلهمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن با مهارتمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن با نوازشمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن به طور ناگهانمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن به کارهای بدمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن به کاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردن به هجرتمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کردنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادار یا مجبور کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادارسازمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادارسازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادارسازی به عمل خلافمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادارکردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادارگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداریمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن - بقناعت -معنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن - ثابت -معنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن با استدلالمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن با حیلهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن با مهارتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن بچه به اروغ با زدن دست به پشت اومعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن به کاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن به کاری با چرب زبانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتن در قانونمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشته کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واداشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادریابیمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادویلمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←وادیجمعنی و ترجمه انگلیسی ←وار - ارباب -معنی و ترجمه انگلیسی ←وار - اریب -معنی و ترجمه انگلیسی ←وار - استخوان -معنی و ترجمه انگلیسی ←وار - اسمان -معنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۱۶ / ۲۶صفحه بعد ←