واژههای فارسی←فهرست الفبایی←و←واگروه الفباییواژههای «وا…»صفحه ۱۵ از ۲۶ · ۳٬۰۷۹ واژهواج - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←واج (2)معنی و ترجمه انگلیسی ←واج پایهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واج دمیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واج ریشه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←واج شناختیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واج شناسمعنی و ترجمه انگلیسی ←واج شناسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واج گونهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجاواشناسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجبمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجب - غیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←واجب الاجرامعنی و ترجمه انگلیسی ←واجب الاعدام - جانی -معنی و ترجمه انگلیسی ←واجب الوجودمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجب الوجودیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجب بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجب کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجب کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجبرمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجبریمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجبری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجبی کشیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجپارمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجپاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد شرائطمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد شرایطمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد شرایط بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد شرایط شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد صفات انسانی شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد صفات پدر و مادرمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجد صفات حیوانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجریشه شناختیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجریشه شناسمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجریشه شناسانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجریشه شناسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجگونهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجهشمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجهشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجهندگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجهندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجهیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واجیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واچرخاندنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واچرخهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واچیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واچیدن بافتنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واچیدن چیز بافتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واچیدن چیز به هم تابیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحدمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد - خط -معنی و ترجمه انگلیسی ←واحد - فاصله -معنی و ترجمه انگلیسی ←واحد - یک -معنی و ترجمه انگلیسی ←واحد ارتشی مرکب از پنج گروهانمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد الکترومغناطیسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اندازره گیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اندازه طول نخ و ریسمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اندازه گیری الکتریسیتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فارادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اندازه گیری ترمودینامیکمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اندازه گیری سطح زاویه دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اندازه گیری طول امواجمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد اواییمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد برنامهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهولمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پایانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پایانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پردازش مرکزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پردازشگر مرکزی در کامپیوترمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پرس و جومعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول اندونزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول انگلیس - شیلینگ -معنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول ایرانمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول روسیه شوروی یعنی یک منات طلامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول ژاپنمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول نقرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول نقره هندوستانمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پول یونانمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد پولیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد تشعشع برابر مقدار نوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع می گرددمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هر سانتیمتر مربع از سطح غیر متشعشعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد تغییر در قیمت بازار سهاممعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد جذب صوت معادل قوه جذب در یک فوت مربعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد جنبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد جنسمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد حرارتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد حسابمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد حساب و منطقمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد خروجیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد دادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد داده نمامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد داده هامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد دارای سه قسمتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد در حال کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد درازا مساوی با یک هشتم میلمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد راه پیمایی که تقریبا مساوی 2/4 تا 4/6 میل استمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد زمان کار که برابر یک ساعت کار یک فرد است و برای پرداخت مزد منظور می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد سرعت دریایی معادل 6076.10 فوت در ساعتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد سنجس گرمامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد سنجشمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد سنجش چیز جزییمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد سنجش طول بر مبنای میانگین فاصله زمین از خورشیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد سنجش مایعات برابر با 1/8 اونس مایعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد سنجش وزن بر حسب پوندمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد شدت میدان مغناطیسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد شدت نور وارده بشبکیه چشممعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد شعری که مرکب از دو هجای کوتاه و یک هجای بلند باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد طبقه بندی گیاهی یا جانوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد طلامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد ظرفیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد فاصله برابر با 1500 مترمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد فشار جو برابر یک هزارم بار یا هزار دین در هر سانتیمتر مربعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد فشار معادل با 101/325 نیوتون بر هر مترمربعمعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد فشار هوامعنی و ترجمه انگلیسی ←واحد قدیمی وزنمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۱۵ / ۲۶صفحه بعد ←