فرهنگ آریان‌پور

واخوردن

#۲۱۳٬۰۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

jib

بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه

۲

jolt

تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن، تکان، تلق تلق، ضربت، یکه

۳

recoil

به حال خود برگشتن، به حال نخستین برگشتن، پس زدن، عود کردن، پس نشستن، فنرى بودن