فرهنگ آریان‌پور

وادار کننده

#۲۱۳٬۰۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

suasive

وادار کننده، ترغیب آمیز، تحریک آمیز compelling inducer

۲

impeller

(impellor =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده

۳

impellor

(impeller =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده

۴

impellent

سوق دهنده، جنباننده، محرک، وادار کننده

۵

persuasive

تشویقى، مجاب کننده، متقاعد کننده، وادار کننده

۶

prompter

بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن

۷

persuasion

تشویق، تحریک، اجبار، متقاعد سازى، نظریه یا عقیده از روى اطمینان، اطمینان، عقیده دینى، نوع، قسم، ترغیب