فرهنگ آریانپور
وادار کننده
#۲۱۳٬۰۶۴
suasive
وادار کننده، ترغیب آمیز، تحریک آمیز compelling inducer
impeller
(impellor =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده
impellor
(impeller =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده
impellent
سوق دهنده، جنباننده، محرک، وادار کننده
persuasive
تشویقى، مجاب کننده، متقاعد کننده، وادار کننده
prompter
بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن
persuasion
تشویق، تحریک، اجبار، متقاعد سازى، نظریه یا عقیده از روى اطمینان، اطمینان، عقیده دینى، نوع، قسم، ترغیب