واژههای فارسی←وادار بخدمت لشکری یا دریایی کردنفرهنگ آریانپوروادار بخدمت لشکری یا دریایی کردن#۲۱۳٬۰۴۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱imprestوادار بخدمت لشکرى یا دریایى کردن، مصادره، مساعده، قرضى، قرض داده شده، پیشکىواژههای نزدیک در الفباوابشتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابشت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر