فرهنگ آریان‌پور

وادار بخدمت لشکری یا دریایی کردن

#۲۱۳٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

imprest

وادار بخدمت لشکرى یا دریایى کردن، مصادره، مساعده، قرضى، قرض داده شده، پیشکى