فرهنگ آریان‌پور

یکی در میان‌ کردن

#۲۱۹٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

interchange

با هم عوض کردن، مبادله کردن، تبادل کردن، تغییر دادن، متناوب ساختن