واژههای فارسی←یکی از ذرات ظریف یخ که در هوای سرد و شفاف به طور شناور یافت می شودفرهنگ آریانپوریکی از ذرات ظریف یخ که در هوای سرد و شفاف به طور شناور یافت می شود#۲۱۹٬۶۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱iceneedleیکى از ذرات ظریف یخ که در هواى سرد و شفاف به طور شناور یافت مى شودواژههای نزدیک در الفبایکی از اقوام المانی قدیممشاهده معنی و ترجمه انگلیسییکی از الحان سرود کلیسایی که حد فاصل بین اهنگ طبیعی صدا و اوج صدا استمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییکی از انشعابات فرعی نای یا قصبه الریهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییکی از انواع بومی های جنوب افریقا که اندامی کوتاه و رنگ قهوه ای مایل به زرد دارندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییکی از ایام هفته کلیسای کاتولیک و کلیسای انگلیسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسییکی از بازیکنان بالماسکه و کارناوال که غالباً دارای ماسک منقاردار استمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر