گروه الفبایی

واژه‌های «گر…»

صفحه ۳ از ۱۳ · ۱٬۴۶۲ واژه

گرد اوردن - اجیل -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اورندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اورنده احشاممعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اوریمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اوری‌ اعانه و صدقهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اوری داده هامعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اوری شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اوری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد اوری و راندن احشاممعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد بادمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد باد دریاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد بافتمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد برمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد بر روی سنگفرش - سوراخ -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد برامدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد پاشیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد پاک کنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد تابمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد جوهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد دندانمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد دودمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد زدن بهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد زرد رازکمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد زنگ اهنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد سفید خواب اورمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد سفید کنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد سفیدگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد سنبادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد سیاه پلاتین حاصله از حل املاح انمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد شکلاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد شومعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد صابونمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد صابون قویمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد طلامعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد فاممعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد فلفلمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد فلفل شیرینمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد کچهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد کردن - خطای -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد کردن - عقب -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد کردن افزایشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد کردن برشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد کردن کاهشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد گرفتن ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد گرفتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد گوشت کبابی - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد گیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد گیری‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد مالیدن به صورت گرد دراوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد مانند و غیر - هاگ -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد ماهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد مخصوص سفید کردن پارچهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد مخمرمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد میان هسته سلول - هستک -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد نامعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد نامهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و حلقوی چین - یقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و خاکمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و خاک گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و خاکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و غبارمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و قلمبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و قلمبه شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و قلمبه‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و قلنبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد و نرممعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد هم‌ امدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد هم امدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرد یا مایعی که روی درختان می ریزند که درخت برگ ریزان کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردامعنی و ترجمه انگلیسی ←گردابمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداب دریامعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداب کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردابرمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردابیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردابی - جریان -معنی و ترجمه انگلیسی ←گردابی - حالت -معنی و ترجمه انگلیسی ←گردابی - حرکت -معنی و ترجمه انگلیسی ←گردارمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداگردمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداگرد گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردالمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردالودیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردالهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردامدمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردامدگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردامدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردامدن دوبارهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردانمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردان چرخمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردان درمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردان زرهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردان زنانمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردان سپهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردان سرود - بند -معنی و ترجمه انگلیسی ←گردان محور چرخ لنگر - میله -معنی و ترجمه انگلیسی ←گردان و اواره بودن - سر -معنی و ترجمه انگلیسی ←گردان هواییمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندنمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندن - بد -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندن - بداخل -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندن - بر -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندن - جای -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندن ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندن از - روی -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرداندنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردانگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردانندگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردانندگان یک سازمان - سیاستمداران -معنی و ترجمه انگلیسی ←گردانندگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گردانندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداننده - بر -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرداننده برنامه‌ ازمون‌ اطلاعات عمومیمعنی و ترجمه انگلیسی ←گرداننده روزنامه - صاحب -معنی و ترجمه انگلیسی ←گرداننده شومعنی و ترجمه انگلیسی ←