فرهنگ آریان‌پور

گردانگر

#۱۶۸٬۰۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۲

rotatory

چرخشى، دوار، گردشى

۳

moderator

میانجى، مدیر، ناظم، تعدیل کننده، کند کننده