فرهنگ آریان‌پور

گرد اوری

#۱۶۷٬۹۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

amassment

گرد آورى

۲

gathering

گرد آورى کردن، گرد آمدن، جمع شدن، بزرگ شدن، جمع کردن، گرد کردن، نتیجه گرفتن، استباط کردن gather

۳

cumulation

گرد آورى، جمع آورى، انباشتگى، توده

۴

compilation

گرد آورى، تالیف، تلفیق، همگردانى

۵

collection

جمع آورى، وصول، گرد آورى، گرد آورد، کلکسیون، اجتماع، مجموعه