فرهنگ آریان‌پور

گردان

#۱۶۸٬۰۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

winch

(در با فندگى) استوانه تارکشى نخ، (مکانیک) دستگیره چرخ جراثقال، (معنى مجازى) پیچ هر نوع ماشین یا دستگاهى که براى کشیدن به کار رود، هندل، با چرخ یا دستگیره کشیدن، دوار، گردان

۲

battalion

(علوم نظامى) گردان، (در جمع) نیرو هاى ارتشى

۳

versatile

داراى استعداد و ذوق، روان، سلیس، گردان، متحرک، متنوع و مختلط، چند سو گرد، تطبیق پذیر، همه کاره

۴

moving

جنبنده، متحرک، موثر، تکان دهنده

۵

ranger

جنگل بان، تفنگ دار سواره، هنگ سوار، ولگرد خانه به دوش

۶

spinner

ریسنده، نخ ریس، نختاب، تابنده، عنکبوتى که تار مى تند، کارگر یا ماشین نخ ریسى

۷

revolving

راجعه، رجعى، گردنده، دورانى، چرخنده revolving ارتش‌