فرهنگ آریانپور
گردان
#۱۶۸٬۰۴۳
winch
(در با فندگى) استوانه تارکشى نخ، (مکانیک) دستگیره چرخ جراثقال، (معنى مجازى) پیچ هر نوع ماشین یا دستگاهى که براى کشیدن به کار رود، هندل، با چرخ یا دستگیره کشیدن، دوار، گردان
battalion
(علوم نظامى) گردان، (در جمع) نیرو هاى ارتشى
versatile
داراى استعداد و ذوق، روان، سلیس، گردان، متحرک، متنوع و مختلط، چند سو گرد، تطبیق پذیر، همه کاره
moving
جنبنده، متحرک، موثر، تکان دهنده
ranger
جنگل بان، تفنگ دار سواره، هنگ سوار، ولگرد خانه به دوش
spinner
ریسنده، نخ ریس، نختاب، تابنده، عنکبوتى که تار مى تند، کارگر یا ماشین نخ ریسى
revolving
راجعه، رجعى، گردنده، دورانى، چرخنده revolving ارتش