فرهنگ آریان‌پور

گرد گیری‌ کردن

#۱۶۸٬۰۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dust

خاک، گرد و خاک، غبار، خاکه، ذره، گردگیرى کردن، ریختن، پاشیدن (مثل گرد)، تراب