فرهنگ آریان‌پور

گرداننده

#۱۶۸٬۰۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

operator

گرداننده، عمل کننده، تلفن چى، متصدى، عمگر operator در گردهمایی‌ ها و مناظرات‌ و بحث‌ های‌ میزگرد

۲

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۳

manager

مدیر، مباشر، کارفرمان

۴

moderator

میانجى، مدیر، ناظم، تعدیل کننده، کند کننده