فرهنگ آریانپور
گرداننده
#۱۶۸٬۰۶۵
operator
گرداننده، عمل کننده، تلفن چى، متصدى، عمگر operator در گردهمایی ها و مناظرات و بحث های میزگرد
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن
manager
مدیر، مباشر، کارفرمان
moderator
میانجى، مدیر، ناظم، تعدیل کننده، کند کننده