گروه الفبایی

واژه‌های «عض…»

صفحه ۱ از ۳ · ۲۸۶ واژه

عضادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات - جمود -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات سفت و سخت - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات شل - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات عقب رانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات قویمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات گردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات گردن - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات و رگ و پیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلات و غیره - انقباض -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانی - ساختمان -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانی - ضعف -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانی - عصبی -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانی - نیروی -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانی - وتر -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانی بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلانی و عصبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضلهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله - استخوان -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضله - درد -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضله - فلج -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضله ای که منقبض شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله بالابرمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله برون گردانندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله پیدا کردن - انقباض -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضله تنگ کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله چهار سرمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله خم کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله خیاطهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله دو کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله دور کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله دوسرمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله ذوذنقهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله راجعهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله سه سرمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله قلبمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله قلب - ورم -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضله‌ گرفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله ماسکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله مستعرضهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله مضومعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله ممددهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله نگاهدارندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله و استخوان - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←عضله و استخوان رکابی گوش میانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله‌ی بلند کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله‌ی شق‌ کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضله ی منبسطمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضومعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو - بی -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو - قطع -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو - نقص -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو اتاق بازرگانی جوانانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو اتحادیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو اتحادیه صنفیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو اتحادیه‌ کارگریمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو ارتشمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو ارشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو ارکستر - نوازنده -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو ارکسترجازمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو اکادمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انتهایی‌ ذائقهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن دانشمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن شهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن شهر در ایالت های شمال شرقی‌ امریکامعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن شهرداریمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن علمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن فابیانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن فراماسونریمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن های خواهری و خدمات اجتماعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو انجمن یا اجتماع کمونیستیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو با سابقه و مسئولمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو بادبزنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو باشگاه روتاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو بدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو بر اثر نرسیدن - فساد -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو بویاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو به طرف محور - تمایل -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پارلمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پر سابقه و دایممعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پیشاهنگی دخترانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پیمانگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پیمانگان شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پیمانگان‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پیوستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو پیوند شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو تازه حزبمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو تازه کار تیم ورزشی دانشگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو ترشح کننده - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو تناسلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو تناسلی نر در نهانزادانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو تیممعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو تیم‌ اولمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو تیم قهرمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو ثابت موسسهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جدیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جلومعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جلو امده چیزی - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جمعیت راهبان یا درویشان فرقه فرانسیس مقدسمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جمعیت فراماسونمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جمعیت کوکلس کلانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جناح چپ حزب و غیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جناح راستمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو جوش خوردهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزبمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب‌ اصلاح طلبمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب جمهوریخواهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب دموکراتمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب سوسیال دمکرات روسیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب فاشیست‌ ایتالیامعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب محافظه‌ کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب محافظه‌ کار انگلستانمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب محافظه کار انگلیسمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب محافظه کار قدیممعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب نازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←عضو حزب نازی المان هیتلریمعنی و ترجمه انگلیسی ←