فرهنگ آریان‌پور

عضو جلو امده چیزی - هر -

#۱۳۸٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lug

گوشک، گوش پوش، آویزه، دسته یا هر چیزى که به وسیله آن چیزى را حمل یا بیاویزند، هر عضو جلو آمده چیزى، دیرک، تیر، آدم کله خر، کودن، عذاب دادن، به زور کشیدن، کشیدن و بردن، قالب زدن (بزو)، گنجانیدن، پس زدن دهنه اسب، سنگین حرکت کردن