فرهنگ آریان‌پور

عضلانی - نیروی -

#۱۳۸٬۶۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

brawn

گوشت، ماهیچه، (مجازى) نیرو، نیروى عضلانى

۲

thews

نیروى عضلانى، عضله، عادت، راه و رسم، رفتار، مشى، تقوا، وتر

۳

muscle

ماهیچه، عضله، نیروى عضلانى، به زور وارد شدن، (mussel)، (جانور شناسى) صدف دو کپه اى، صدف باریک دریایى و رودخانه اى