واژههای فارسی←عضو پر سابقه و دایمفرهنگ آریانپورعضو پر سابقه و دایم#۱۳۸٬۶۷۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fixtureچیز ثابت، (در جمع) اثاثه ثابت، لوازم نصب کردنىواژههای نزدیک در الفباعضو بدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بر اثر نرسیدن - فساد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بویاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو به طرف محور - تمایل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو پارلمانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر