واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ا←اسگروه الفباییواژههای «اس…»صفحه ۴ از ۱۸ · ۲٬۱۳۲ واژهاسبابی برای تنظیم و نگاهداری درجه رطوبت درحد معینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی برای شمارش گویچه های خونمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی شبیه اره - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که برای تراز نگاه داشتن قطب نما و چیزهای دیگر در دریا به کار می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که برای تراز نگاه داشتن قطب نماو چیزهای دیگر در دریا به کار می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که برای تعیین زمان دقیق به کار می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که به وسیله ان سختی و سفتی اجسام را معین می کنندمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که به وسیله ان نیروی موتور اتومبیل به چرخها منتقل می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که جهت اندازه گیری حجمی و تجزیه گازها به کار می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که حایل نور بوده و لوازم عکاسی در ان حرکت کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که حرکات قلب را ترسیم می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول از دیگران شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که سیخ کباب را روی اتش می چرخاندمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبابی که قدرت تطابق و انکسار چشم را اندازه می گیردمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبانمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبدوانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبقمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبق - مقام -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسبق بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبق بودن برمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبلهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبه - دو -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسبه - یک -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبی که روی دو پا بلند می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسبی که قدرتش معلوم نیست و شانس بردن مسابقه را کمتر داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپارتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپاسممعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپاسمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپاشمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپاگتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیامعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیا - موسیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیایی و پرتغالیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیولیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیولی - تنیس -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیولی - عرب -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسپانیولی کوچک - اسب -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسپر لختمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرانتومعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرانتورمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرتیممعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرزمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرزهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرسمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرکمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرک زرد رنگمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرممعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرم کشمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرماتوزوئیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپروزامعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپریمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپری زدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپریتزرمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپریسمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپریس صحراییمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپرینمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپسیالیتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپسیالیته - داروی -معنی و ترجمه انگلیسی ←اسپنابیفیدامعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپندکسمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپورتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپوکمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپومونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپویلرمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپیدمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپیروشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپیروکتمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپیرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپیره کوهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←اسپیریچوالمعنی و ترجمه انگلیسی ←استمعنی و ترجمه انگلیسی ←است - بدیهی -معنی و ترجمه انگلیسی ←است - بوده -معنی و ترجمه انگلیسی ←است - خواهشمند -معنی و ترجمه انگلیسی ←است - صحیح -معنی و ترجمه انگلیسی ←است - ممکن -معنی و ترجمه انگلیسی ←است انگشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←است به معنی غیر و دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←است که - بدیهی -معنی و ترجمه انگلیسی ←است هستمعنی و ترجمه انگلیسی ←استامعنی و ترجمه انگلیسی ←استا شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←استات سلولزمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاتیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاتیک - فتو -معنی و ترجمه انگلیسی ←استاتینمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاخی - شیپور -معنی و ترجمه انگلیسی ←استادمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد - ماهر -معنی و ترجمه انگلیسی ←استاد - معاون -معنی و ترجمه انگلیسی ←استاد تجزیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد دایم دانشگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد در کار خودمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد راهنمامعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد رسمی دانشگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد شطرنجمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد علم بدیعمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد کاری بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد منصوب از طرف پادشاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استاد مهمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادان - هیئت -معنی و ترجمه انگلیسی ←استادان دانشکدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادان دانشکده یا دانشگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادانه - غیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←استادانه درست شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادانه قضاوت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادکارمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادکاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادوارمعنی و ترجمه انگلیسی ←استادهمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۴ / ۱۸صفحه بعد ←