فرهنگ آریان‌پور

اسبی

#۸٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

horsey

اسبى، وابسته به اسب دوانى، معتاد به اسب دوانى

۲

horse

اسب، (در شطرنج) اسب، سواره نظام، اسبى، وابسته به اسب، قوه اسب، (در ماشین بخار و غیره) ـ اسب دار کردن، سوار اسب کردن، اسب دادن به، بالا بردن، برپشت سوار کردن، شلاق زدن، به دوش کشیدن، غیرمنصفانه

۳

equine

اسب مانند، اسبى horsy

۴

equestrian

مربوط به اسب سوارى، اسب سوار، چابک سوار