فرهنگ آریانپور
استاد
#۸٬۹۱۴
wright
استاد، سازنده، کارگر سازنده، نجار، کسى که به کارهاى ماشینى و ساختن آن اشتغال دارد موسیقی
maestro
استاد، رهبر ارکستر، معلم
professor
استاد، پرفسور، معلم دبیرستان یا دانشکده
don
آقا، لرد یا نجیب زاده، رئیس یا استاد یا عضو دانشکده، پوشیدن، برتن کردن
adept
زبر دست، ماهر، استاد، مرد زبردست
master
ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن
skilful
ماهر، استاد، با مهارت، استادانه، ماهرانه
masterful
با استادى
swell
(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى swell عامیانه
wizard
جادو گر، جادو، طلسم گر، نابغه
educator
معلم، مربى، فرهیختار past master
technician
شگردگر، متخصص فنى، ذیفن، کارشناس فنى، اهل فن، کاردان