واژههای فارسی←اسبانفرهنگ آریانپوراسبان#۸٬۸۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱horsefleshگوشت اسب، خانواده اسب (به طور کلى)، (گیاه شناسى) درخت تنومند حساسهواژههای نزدیک در الفبااسبابی که جهت اندازه گیری حجمی و تجزیه گازها به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبابی که حایل نور بوده و لوازم عکاسی در ان حرکت کندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبابی که حرکات قلب را ترسیم می کندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول از دیگران شودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبابی که سیخ کباب را روی اتش می چرخاندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبابی که قدرت تطابق و انکسار چشم را اندازه می گیردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر