فرهنگ آریان‌پور

اسپری

#۸٬۸۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

spray

شاخه کوچک، ترکه، افشانک، افشانه، ریزش، ترشح، قطرات ریز باران که باد آن را به اطراف مى زند، افشان، چیز پاشیدنى، سم پاشى، دواپاشى، تلمبه سم پاش، گردپاش، آب پاش، سمپاشى کردن، پاشیدن، افشاندن، زدن (دارو و غیره) ـ spray spray can

۲

aerosol

تعلیق مایع یا جسم به صورت گرد و گاز در هوا

۳

canister

قوطى، چاى دان، نارنجک، گازاشک آور

۴

vaporizer

بخارساز، به صورت پودر یا ذرات ریز درآورنده

۵

deodorizer

رفع کننده بوى بد