فرهنگ آریانپور
اسبق
#۸٬۸۳۶
prior
اولى، قبلى، از پیش، پیشین، جلوى، مقدم، اسبق، رئیس صومعه
predecessor
ماقبل، سلف، اسبق، سابق، قبلى، جد، اجداد، (در جمع) پیشنیان
old
پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى
past
گذشته، پایان یافته، پیشینه، وابسته به زمان گذشته، پیش، ماقبل، گذشته از، ماوراى، در ماوراى، دور از، پیش از
whilom
پیشتر، سابقا، در سابق، یک زمانى، گاهى
quondam
(former sometime =) ـ قبلى، مربوط به چندى قبل، سابق
previous
پیشتر، قبلا، سابقا
antecedent
پیشین، پیشى، سابق، مقدم، مقدمه، سابقه، (دستور زبان) مرجع ضمیر، دودمان، تبار