واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ن←نمگروه الفباییواژههای «نم…»صفحه ۴ از ۷ · ۷۵۸ واژهنمایشگر - پایانه -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگر - لامپ -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگر - واحد -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگر امریکامعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگر بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگر چیزی بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگر دست اندرکار تهیه و ارائه نمایشمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگر نسب پدریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشگریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه - بازیگران -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه - متن -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه - هنرپیشگان -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه انتقادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه پلیسی - شبیه -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه خواندنی درخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه رادیویی و سینمایی یا تلویزیونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه قسمتمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه که به سوفلور - نسخه -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه مخصوص تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه مضحکی که از زندگی مردم طبقه سوم اقتباس شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه نویسمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشنامه های رادیویی و - نویسنده -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشی که در ان مطالب جدی و مضحک با هم امیخته باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشی که مرکب از چند قطعه متنوع باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایشی و بی ارزش از نظر لباس و ظاهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگان - مجلس -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگان - هیات -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگان - هیئت -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگان ارتباط برقرار کردن و تبلیغ کردن - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگان حزب کارگر در پارلمان یا انجمنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگان غیرروحانی در مجلس اعیان بریتانیامعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی - دفتر -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی - هیئت -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی به نسبت جمعیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی پاپمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی دادن بهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی دیگری رای دادن - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی سیاسی پاپمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی فرعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندگی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده - انتخاب -معنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده - ذره -معنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده اتحادیه های کارگریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده اسیب دیدگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده اولویتمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده پاپمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده پادشاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده پارلمانمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده پارلمان انگلیس در دوره شارل اول و عضو فرقه مسیحیان کویکرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده پشتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده تام الاختیارمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده تمام قد انسانمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده خود کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یا کشورمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده سیاسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده سیاسی پاپمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده سیاسی که زیر دست سفیر کبیر است ولی قدرت تمام داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده سیاسی مورد قبول کشور دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده شرکتمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده شرکت بیمهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده عالیرتبه در کشورهای مشترک المنافعمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده عالیرتبه کشوری در کشور دیگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده فرعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده کنگرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده کنگره امریکامعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده گروهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده گروه فشارمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده مبرزمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده مجلسمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده مجلس سنامعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده مجلس شورامعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده مخصوص دایره بازرسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده مطبوعاتمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده منفردمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده نوعی از گیاه یا جانور بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماینده ی مسیر گزینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایه بایگانی و پرونده داریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایه گریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایه ی علاقمعنی و ترجمه انگلیسی ←نماییمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایی بزرگمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمایی کردن - خود -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمایی کردن - منش -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمجیبمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد بافتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد زیر زینمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد ساختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد کلاهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد مالمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد مالیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد مالی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد مالیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد مانند کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمد وار شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدارمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدارسازمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدارگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمداریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدپوش کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدی - بافت -معنی و ترجمه انگلیسی ←نمدی شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمدینمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمردنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمرودمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نمره اتومبیلمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۴ / ۷صفحه بعد ←