فرهنگ آریان‌پور

نمایندگی

#۲۰۳٬۱۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

agency

نمایندگى، وکالت، گماشتگى، ماموریت، وساطت، پیشکارى، دفتر نمایندگى

۲

delegacy

نمایندگى، انتخاب، نماینده، هیئت نمایندگان

۳

proxy

وکیل، نماینده، وکالت، وکالتنامه، به نمایندگى دیگرى راى دادن

۴

attorney

وکیل، مدعى، وکالت، نمایندگى، وکیل مدافع

۵

legation

سفارت، نمایندگى، ایلچى گرى، وزارت مختار

۶

deputation

هیئت نمایندگى، نماینده، نمایندگى، وکالت

۷

representation

نمایش، نمایندگى، تمثال، نماینده، ارائه

۸

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن dealership