فرهنگ آریان‌پور

نمایندگی دیگری رای دادن - به -

#۲۰۳٬۱۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

proxy

وکیل، نماینده، وکالت، وکالتنامه، به نمایندگى دیگرى راى دادن