فرهنگ آریان‌پور

نمایشگر بودن

#۲۰۳٬۱۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

betray

تسلیم دشمن کردن، خیانت کردن به، فاش کردن

۲

bespeak

(past: bespoke ; past participle: bespoke, bespoken) ـ قبلا در باره چیزى صحبت کردن، از پیش سفارش دادن، حاکى بودن از

۳

represent

نشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردن