گروه الفبایی

واژه‌های «دس…»

صفحه ۱۱ از ۱۲ · ۱٬۳۳۶ واژه

دسته های سلولی اثنی عشر به نام جزایر لانگرهانس که تولید انسولین می کنندمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته های کرک یا - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته های نظامی و - بسیج -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته هشتگانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته هفت نفریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته همفکرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته هنرپیشگانمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته هیزممعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی اشراف - عضو -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی به‌ خصوصمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته‌ی دوچرخهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی صندلیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی صندلی یا مبلمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی کرکمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی موزیک - رئیس -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی موزیک که - جایگاه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی موسیقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی موسیقی - عضو -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته ی موسیقی - محل -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا اجتماعی که افرادش معتقداند از یک جد یا نیا به وجود امده اندمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا بافه گندممعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا بسته کتان و کنفمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا حزب طرفدار - عضو -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا قافله چارپایان و غلامانمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا گروهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا گروه - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا گروه فرعی ورزشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا گله گوسفندمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا مجموعه کوچک الیافمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسته یا هر چیزی که به وسیله ان چیزی را حمل یا بیاویزندمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستهء داسمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - ارابه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - ارغنون -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - ارگ -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - اره -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - اسیاب -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - اعلانات -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - اگهی -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - القای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - تلمبه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - تهی -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - خام -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - زبر -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - زیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - سه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - صنعت -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - عمل -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - فهرست -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - مته -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - مسلسل -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - منگنه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی - ورودی -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی بچگانه - درشکه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی زدن - خام -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی سبک - نیزه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی کردن - خام -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی مخصوص سوراخ کردن - مته -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستی یا چرخ خاک - چرخ -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی - باب -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی - بازوی -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی - روش -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی - زمان -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی انیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی بختانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی بلافصل بامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی به ثروتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی به حافظه - مدت -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی به شهرتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی پذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی پذیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی پیاپیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی ترتیبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی ترتیبی بامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی تصادفیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی تقریبا تصادفیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی چندگانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی سریع بامعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی شاخص دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی صفی - روش -معنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی کلیدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی گزیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی مجددمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی مسقیممعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیابی ناپذیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیار اسقفمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیار خوبمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیار دندان پزشکمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیار زنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیار فروشندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیار کشیشمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیار وکیل دادگستریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیاری‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیاری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیگرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستیلبی از دورمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینه دودوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینه شمشیر و چاقومعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینه کارتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینه‌ گذارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینه‌ گذاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینه نهادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دستینه نهادن در پای سندمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسر تند و سوزانمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسر سردو یخ بستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسر غذا که به - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←دسر محتوی ارد برنج و تخم مرغ شبیه فرنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسر یخزدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسریخ زده مرکب از سرشیر و تخم مرغ پخته و شربت و مواد دیگریمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسقالهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسی بلمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسی لیترمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسی مترمعنی و ترجمه انگلیسی ←دسیبلمعنی و ترجمه انگلیسی ←