فرهنگ آریانپور
دستی
#۹۴٬۹۰۳
manual
دستى، کتاب راهنما، وابسته به دست، انجام شده با دست، کتاب دستى، نظامنامه، مقررات
handy
با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال
portable
قابل حمل، قابل انتقال، سبک، قابل حمل و نقل، سفرى، ترابرپذیر، دستى vade mecum
handmade
مصنوع دست، دستى، یدى، دستباف، دست دوز
handwork
با دست انجام شده، یدى، دستى، دستکارى
broken
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break