فرهنگ آریان‌پور

دستی

#۹۴٬۹۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

manual

دستى، کتاب راهنما، وابسته به دست، انجام شده با دست، کتاب دستى، نظامنامه، مقررات

۲

handy

با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال

۳

portable

قابل حمل، قابل انتقال، سبک، قابل حمل و نقل، سفرى، ترابرپذیر، دستى vade mecum

۴

handmade

مصنوع دست، دستى، یدى، دستباف، دست دوز

۵

handwork

با دست انجام شده، یدى، دستى، دستکارى

۶

broken

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break