واژههای فارسی←دسته هنرپیشگانفرهنگ آریانپوردسته هنرپیشگان#۹۴٬۷۷۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ensembleیکمرتبه، مجموع، اثر کلى، به طور جمعى، دسته جمعىواژههای نزدیک در الفبادستبند اهنین زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا بخوزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبند یا گردن بندی از گل و غیره که بر گردن می اویزندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستبندزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر