واژههای فارسی←دسر سردو یخ بستهفرهنگ آریانپوردسر سردو یخ بسته#۹۴٬۹۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱glaceصاف، براق، نرم، پوشیده از شکر، لعابدار، ماده صاف و براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنىواژههای نزدیک در الفبادستینه گذارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستینه گذاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستینه نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدستینه نهادن در پای سندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدسرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدسر تند و سوزانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر