فرهنگ آریان‌پور

دستیار

#۹۴٬۹۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

assistant

دستیار، نایب، معاون، یاور، بردست، ترقى دهنده

۲

adjoint

همدست، کمک، مشوق، ضمیمه، معاون، یار، دستیار، معاون استاد، الحاقى

۳

ancillary

فرعى، معین، کمک، دستیار، تابع، مستخدم بومى، مربوط به کلفت، کمکى

۴

suffragan

تابع، تابع منطقه یا قسمت دیگرى، دستیار

۵

aid

کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور

۶

intern

داخل شدن در، وارد کردن، توقیف کردن کار ورز، (پزشکى) انترن، پزشک مقیم بیمارستان

۷

lieutenant

(علوم نظامى) ستوان، ناوبان، نایب، وکیل، رسدبان