فرهنگ آریان‌پور

دستیاری

#۹۴٬۹۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

assistance

دستیارى، پایمردى، همدستى، کمک، مواظبت، رسیدگى، مساعدت

۲

assist

همدستى و یارى کردن، دستگیرى کردن، شرکت جستن، حضور به هم رساندن، توجه کردن، مواظبت کردن، ملحق شدن، پیوستن به، حمایت کردن از، پایمردى کردن، دستیارى کردن، یاور، همکارى، کمک، کمک کردن، مساعدت کردن

۳

internship

انترن بودن، دوره انترنى