واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ا←ازگروه الفباییواژههای «از…»صفحه ۴ از ۲۳ · ۲٬۶۶۳ واژهاز پشم کشمیرمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پلاستودرم که جنین - قسمتی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از پلاسمودیدها که انگل - نوعی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از پنگوئن های کوچک - جنسی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از پوست خرسمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پوست دراوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پوست دراورندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پوست و استخوانمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پوشش در اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پهلومعنی و ترجمه انگلیسی ←از پهلو به هم مالیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پهلویمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پهلوی کسی بدون - عبور -معنی و ترجمه انگلیسی ←از پهلوی کشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پهنامعنی و ترجمه انگلیسی ←از پی چیزی دیگر امدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیچیدگی دراوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیچیدگی دراوردن گیسو و طنابمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیرامونمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیروزی - حاکی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از پیروی دست کشیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیشمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش - اگاهی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش احساس کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اخطار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اشاره کردن بهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اشغال کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اشغال یا تصرف کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اگاهی دادمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اگاهی دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اگاهی دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اگاهی دادن یاحدی زدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اماده شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اماده کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش امتیاز دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش اندیشیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش ایندمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش بردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش برنامه ریزی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش بریمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش بسته بندی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش پرداختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش ترتیب دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش تصور کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش تعریف شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش تعریف شده - فرایند -معنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش تعیین کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش تنظیم کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش جور کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش حاکی بودن ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش حساب شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش حفظ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش خبر دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش خبر دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش خود ساختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش داغ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش دانستنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش ساختن و در محل سوار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش سرگرممعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش سفارش دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش شستن و ابرفته کردن پارچهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش شستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش ضبط کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش فرستاده شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش فرض کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش قضاوت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش گرم کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش محکوم کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش مسلح کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش مشعر بودن برمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش مقدر یا محکوم کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش مقرر کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش مواظب بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش نشان دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش نشاندنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیش وجود داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از پیشرفت بازداشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تابعیت در اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تار عنکبوت و - پر -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تاریخمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تاژکداران شبیه به - جنسی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تاول - پر -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تبارمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تبار امریکایی و اسیاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تبار سفید و سیاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تبعیض - خالی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تپه - پر -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تحصیل - فراغت -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تخت خواب بیرون امدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تخم در اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تخم دراوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تخمه ... بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از ترس - حاکی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از ترس دولاشدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از ترس و بیم - پر -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تصرف خارج کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تصرف محروم کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تطور و الهام - عاری -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تعادل انداختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تعصب - عاری -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تغییرات ارضی - ناشی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تقسیم اراضی بتساوی - طرفداری -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تقسیمات اولیه ناحیه - یکی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تماشاخانه که پشت - بخشی -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تملک در اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تن به در - جامه -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تن جدا کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تن در اوردن - جامه -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تن دراوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تنگاب رد شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تنگنا در اوردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تنگنا نجات دادنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تنگنا یا جای باریکی گذشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تنور درامدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تنوعات - پر -معنی و ترجمه انگلیسی ←از تو کار کردهمعنی و ترجمه انگلیسی ←از توان انداختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تورم کاستنمعنی و ترجمه انگلیسی ←از تورم کردن - جلوگیری -معنی و ترجمه انگلیسی ←از توطئه - پر -معنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۴ / ۲۳صفحه بعد ←