فرهنگ آریان‌پور

از پوست دراوردن

#۶٬۱۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

thrash

کوبیدن، از پوست درآوردن، کتک زدن، کوزل کوبى

۲

thresh

کوبیدن، از پوست درآوردن، خرمن کوبى کردن

۳

shell

پوست، قشر، صدف حلزون، کاسه یا لاک محافظ جانور (مثل کاسه لاک پشت)، عامل محافظ حفاظ، جلد، پوست فندق و غیره، کالبد، بدنه ساختمان، گلوله توپ، پوکه فشنگ، قشر زمین، سبوس گیرى کردن، پوست کندن از، مغز میوه را درآوردن (از پوست) ـ

۴

shuck

پوسته، سبوس، پوست نخود و غیره، زدودن