واژههای فارسی←از پوست و استخوانفرهنگ آریانپوراز پوست و استخوان#۶٬۱۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bonyاستخوانى، استخوان دارواژههای نزدیک در الفبااز پلاستودرم که جنین - قسمتی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پلاسمودیدها که انگل - نوعی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پنگوئن های کوچک - جنسی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پوست خرسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پوست دراوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پوست دراورندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر