فرهنگ آریانپور
از پیش خبر دادن
#۶٬۱۶۰
portend
از پیش خبر دادن، پیشگویى کردن، حاکى بودن
foreshadow
از پیش خبر دادن، از پیش حاکى بودن از
foretell
(past: foretold ; past participle: foretold) ـ پیشگویى کردن، از پیش آگاهى دادن، از پیش خبر دادن، نبوت کردن
forespeak
پیشگویى کردن، از پیش خبر دادن، قبلا آماده کردن