فرهنگ آریان‌پور

از پیش خبر دادن

#۶٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

portend

از پیش خبر دادن، پیشگویى کردن، حاکى بودن

۲

foreshadow

از پیش خبر دادن، از پیش حاکى بودن از

۳

foretell

(past: foretold ; past participle: foretold) ـ پیشگویى کردن، از پیش آگاهى دادن، از پیش خبر دادن، نبوت کردن

۴

forespeak

پیشگویى کردن، از پیش خبر دادن، قبلا آماده کردن