فرهنگ آریان‌پور

از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن

#۶٬۱۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

forecast

(past: forecasted, forecast ; past participle: forecast, forecasted) ـ پیش بینى، پیش بینى کردن، پیش بینى وضع هوا یا حوادث، از پیش آگاهى دادن یاحدى زدن