فرهنگ آریانپور
از پیش بردن
#۶٬۱۴۴
manage
اداره کردن، گرداندن، از پیش بردن، اسب آموخته
enforce
اجرا کردن، (با زور) از پیش بردن، وادار کردن، مجبور کردن، تاکید کردن
achieve
دست یافتن، انجام دادن، به انجام رسانیدن، رسیدن، نائل شدن به، تحصیل کردن، کسب موفقیت کردن، (حقوق) اطاعت کردن (در برابر دریافت تیول)
execute
اجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردن
implement
آلت، افزار، ابزار، اسباب، اجرا، انجام، انجام دادن، ایفاء کردن، اجراء کردن تکمیل کردن، پیاده کردن، وسیله