فرهنگ آریان‌پور

رنجبر

#۱۰۴٬۵۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

painstaking

رنجبر، زحمت کش، ساعى، رنج برنده

۲

durdge

زحمت کش، جان کن، جان کندن، رنجبر

۳

toiler

زحمتکش، رنجبر

۴

grub

کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن

۵

drudge

زحمت کش، جان کن، مزدور جان کن، جان کندن، بى میلانه کار کردن

۶

laboring

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن labor

۷

workingman

کارگر، مزدبگیر، زحمتکش، از طبقه کارگر

۸

proletarian

عضو طبقه کارگر، کارگر، وابسته به کارگر، کارگرى